صفحه اصلی  
 
دریافت نسخه قابل چاپ آرشیو مطالب ستون نقد این اثر PDF دانلود نسخه ارسال نظر برای این اثر  
 
 نقدی بر شعر وقتي دو تا كبوتر- شايد دو تا كلاغ- اثر محمد جواد آسمان  نقد شعر 
  نوشته بهمن رافعی
  12/11/1387
 
 

محمّد جواد آسمان

وقتي دو تا كبوتر- شايد دو تا كلاغ-

آهسته رد شدند از آيينه‌ي اتاق،

بايد طبيعتاً خبري از تو  مي‌رسيد

مثل هميشه كاملاً از روي اتّفاق!

مثل هميشه بايد پيشم ميامدي

با دست‌هاي برفي و با چشم‌هاي زاغ

نه... دست‌هاي برفي و چشمان زاغ، نَه...

با دست‌هاي آتش... با چشم‌هاي باغ

مثل شبح ميامدي و پهن مي‌شدي-

پهلوي من، درست كنار همين اجاق

مثل شبح؟ نه ... مثل پري كه شنيده‌ام

لب‌هاي سرخ دارد و انگشت‌هاي داغ

آنوقت، دست‌هايت مي‌ماند پيش من

مثل دو تا كبوتر، پيش دو تا كلاغ

آنوقت، برق چشمت‌ گم بود و گم نبود

در قاب بي‌پرنده... با آن همه چراغ...

 

 

(وقتي دو تا كبوتر- شايد دو تا كلاغ-)                      

 

آسمان را از آغاز شكوفايي‌اش مي‌شناسم، آنگونه كه بسياري از قلم‌به‌دستان جوان را. غزل دوكبوتر و دو كلاغ، تشابهي از پيوند لحظاتي‌ست كه مرز و بي مرزي عشق را در پيوستگي و گسستگي عاشق و معشوق به تصوير مي‌كشد. نگاه شاعر در فضا ورنگِ غزل به پرواز است امّا پرواز در حريم، چرا كه كبوتر و كلاغ، آشناترين پرندگان حريم‌اند و قاصد خبر و آنچه بيش از همه از اين دو نماد، درونمايه شعر را بيشترتشكّل مي‌بخشد، كلاغ است زيرا با زمستان و برف و آتش و اجاق ارتباط ديرينه‌اي دارد .

شاعر حضور معشوق را در پرده‌هايي از خيال به تماشا نشسته است آن هم در روزگاري زمستاني كه اين حضور، درحكم گرماي آتش است و مي‌تواند اتاق سرد تنهايي را با نگاهي ازچشمان زاغ (به دو معنا) و رنگارنگي چشمان باغ (به معناي ديگر) سرشار از هواي معتدل بهاري كند. امّا خيال مي‌گويد كه اين حضور چونان شبح و پري دست يافتني نيست و سرانجام تنها خاطره‌اي از دست‌هاي عاشق و معشوق مي‌ماند. دست‌هايي كه به كبوتران معشوق و به كلاغ‌هاي عاشق ماننده است و باز اتاق است و تنهايي كه در حكم يك قاب بي پرنده است. زبان شاعر، هم ساده و رسا و هم پرلايه و تأمّل برانگيز است امّا انديشه‌اي سازنده و گستره طلب به ياري اين تخيّل قوي و اين عاطفه‌ي اثرگذار برنخاسته است تا غزل را به درخشش بايسته و شكوه شايسته برساند و اين اميدي است كه مي‌توان درآثار بعدي شاعر آن را به انتظار نشست.

 

 
 
  شش نقد اخیر... آرشیو کامل نقد  
 
 
 ●نقدی بر شعر خورشيد در تنور است، مهتاب در عماري اثر سعید بیابانکی    ●نقدی بر شعر وقتي دو تا كبوتر- شايد دو تا كلاغ- اثر محمد جواد آسمان    ●نقدی بر شعر انار قرمزي از شاخه‌ها در آب افتاد اثرمحمد حسین صفاریان  
 
 
     
 
ارسال نظر
 
 
[ارسال]  
نظر شما:
 
 
نام شما:
 
 
ایمیل شما:
 
 
آدرس وب سایت / وبلاگ شما:
 
 
     
 
  نظرات
 
 
مجید مهرابی
 
سلام خیلی خوب کار میکنید دوستانی را اینجا دیدم که سالها بود از ایشان خبری نداشتم و حالا دلم میخواهد ببینمشان . شما کجایید؟چطور میشود آمد آن طرفها؟ سبز بمانید
 
     
 
گندم
 
سلام این شعر کاملا به درون آدم نزدیک می شه و تاثیر عمیق خودشو می ذاره! ممنون... خوشحال می شم به من هم سری بزنید.
 
     
 
مهدي
 
سلام وب قشنگي دارين و خيلي از لحاظ ظاهر و محتوا مي پسندمش. من مرتبا به اين جا سر خواهم زد نيازي نيست برام كامنت بذارين كه بيام. با تشكر
 
     
 
tara
 
سلام . حضور معشوق کنار عاشق نمادی از رویاست . رویایی که شاید به تحقق برسد و شاید برای همیشه عاشق چشم انتظار رسیدن به معشوق باشد
 
     
 
esmaeil
 
با تشکر از شما در خصوص این مورد
 
     
 
غزل
 
سلام جالب بود
 
     
 
حمدی
 
از اينکه به بلاگ من سر زدين ممنونم کار شما بسيار شايسته و ارزنده هست در تأييد کار شما بايد بگم : جان بی جمال جانان ميل جهان ندارد هر کس که اين ندارد حقا که آن ندارد شادمان باشين عزيز و گرامی سايت من اينه http://www.solarman.ir
 
     
 
تمامی آثار بهمن رافعی در همراوی...  
 
 
 ●نقدی بر شعر وقتي دو تا كبوتر- شايد دو تا كلاغ- اثر محمد جواد آسمان    ●نقدی بر شعر انار قرمزي از شاخه‌ها در آب افتاد اثرمحمد حسین صفاریان  
 
 
     
همراوی متعلق است به مرکز آفرینش های ادبی قلمستان
پشتیبانی با امرداد