صفحه اصلی  
 
دریافت نسخه قابل چاپ آرشیو مطالب ستون یادداشت ارسال نظر برای این اثر  
 
 لنس - قسمت 4
  نوشته سید محمود حدادی
  24/10/1387
 
    ادامه از قسمت سوم

 روز بيستم... منبع اين تاريخ، گزارش كشيش اُبرلين از آمدن لنس به خانه‏ي او در والدباخ در تاريخ بيستم ژانويه  1778است.

 ... حسي موهوم با او مي‏گفت چيزي دارد دنبالش مي‏كند... احساس آن كه ارواح يا عجوزه‏هايي در تعقيب آدم‏اند، در زمان بوشنر از نشانه‏هاي افسردگي شمرده مي‏شد.

 ... رخت و لباسش به تنش پاره شده بود... اين مي‏تواند نشانه پرسه‏گردي لنس و يا دست تنگي شديد او در اين روزها باشد.

 ... چهره‏ي رنگ پريده‏ي كودكانه‏اش حال لبخند مي‏زد... بيش و كم همه‏ي كساني كه با لنس سروكار داشته‏اند، از جمله گوته و ويلند و كشيش ابرلين در توصيف او چهره‏اش را كودكانه خوانده‏اند.

 ... نيازي دم‏افزا او را به تكرار پيوسته‏ي اي پدر آسماني ما وامي‏داشت... از نشانه‏هاي كاتالپسي، يا جمود خلسه‏اي ميل مهارناپذير تكرار بي‏وقفه‏ي ورد يا دعا است.

 ... درد رفته رفته اگاهي را به او باز پس آورد... درد رساندن به جسم، از جمله با غوطه‏رفتن در آب سرد در روزگار لنس و بوشنر از جمله‏ي روش‏هاي رايج در معالجه‏ي كاتالپسي بوده است.

 ... گفت به حمام آب سرد عادت دارد... از رسومي كه روسو براي بازگشت به طبيعت و مبارزه با فسادزدگي زندگي شهري باب كرده بود.

 ... بخش‏هايي از شكسپير را به صداي بلند خواند... شكسپير از سرمشق‏هاي بزرگ نهضت ادبي توفان و طغيان بود و هرِدِر، و گوته، به همچنين خود ياكوب لنس از ستايشگران بزرگ او به شمار مي‏آمدند.

 .... پنداشت دستي پيشاني او را نوازش كرد... نشانه‏ي لطف خدا، برگرفته از تورات، كتاب دانيال نبي، باب هشتم، آيه‏ي هجدهم، كه مي‏گويد: «و هنگامي كه با من سخن مي‏گفت، من بر روي خود برزمين در خواب سنگين بودم و او مراپساويد و بر پاداشت.» بوشنر در اين جا اين آيه را بي‏شك به نشان تلاش لنس در راه آشتي بإے؛$$كك دين و پيروي از حكم پدر آورده است كه مي‏خواست لنس نيز همانند خودش كشيش شود.

 ... عذاب تلاش معاش... بوشنر نياز مادي توده‏ها را انگيزه‏ي خيزش‏هاي انقلابي مي‏دانست و در شب نامه‏ي انقلابي خود پيك هِسِن، براي برانداختن فقر، توده‏ها را به خيزش بر شاهان و دولتمندان فرا مي‏خواند.

 ... كيهان و كائنات در چشمش سراسر زخمين... اشاره دارد به كاركرد مذهبي زخم‏هاي مسيح، به مفهومي كه در رساله‏ي اوّل پطرس رسول، باب دوّم، آيه‏ي بيست و چهارم آمده است: كه مسيح گناهان ما را در بدن خويش بردار تحمل كرد.. ما به زخم‏هاي او شفا يافته‏ايم.

 ... تعريف كرد كه شب پيش مادرش به خوابش آمده... لنس پيوسته از اين احساس رنج مي‏برده است كه پدر و مادرش را دق مي‏دهد. و از مرگ مادر خود احساس گناه مي‏كرده است. خاصه كه پدرش بعدها چنين سركوفتي به او مي‏زد.

 ... با نگاه به عمق زلال آب كوهستاني، دچار نوعي خوابگردي شده است... برخي از همروزگاران بوشنر عقيده داشتند خوابگردي از تأثير مغناطيسم عناصري چون فلز وآب دست مي‏دهد و قدرت درك و دريافت آدمي در اين حالت بيشتر از زمان بيداري است.

 ... اين نكته سنجي‏ها او را از طبع و منش ساده‏اش دور مي‏كند... سخن ساده و مفهوم از ويژگي‏هاي بارز لنس در مقام نويسنده و شاعر بوده است.

 ... اُبرلين بار بعد يك طيف رنگ نشانش داد... در مكاشفه‏ي يوحناي رسول آمده است كه اورشليم جديد ديوار و حصاري داشته است، ساخته از دوازده گونه سنگ با رنگ‏هاي گوناگون. بنياد اوّل‏اش يشم، دوّم ياقوت، سوم عقيق سفيد و... كشيش اُبرلين بر اين اساس معتقد بوده است نوع علاقه به رنگ‏ها گوياي شخصيت آدم‏هاست.

 و به تفسير استلينگ از متن مكاشفه‏ي يوحنا... استلينگ همراه اُبرلين و كشيشي ديگر به نام لاواتر از روحانيون روشنفكر و انسان دوست روزگار لنس بود و بر اساس تفسيري از مكاشفه‏ي يوحنا بر آن كه به زودي زمان به آخر مي‏رسد و جهان سقوط مي‏كند.

 ... درست در اين زمان كافمن با زن جوانش به اشتاين‏تال آمدند... كريستف كافمن كشيشي كه با پدر لنس دوستي داشت و در زوريخ به اين جوان پريشان حال پناه داده و او را به اُبرلين معرفي كرده بود. در واقعيت كافمن براي دعوت از اُبرلين به جشن عروسي خود به دهكده‏ي والدباخ مي‏آيد. در اين نوول به هر حال ظهور او آرامش تازه به دست آمده‏ي لنس را به هم مي‏زند.

 ... بقيه را، هر چه هست، مي‏توان به شعله‏ي آتش سپرد... اصطلاحي توراتي، از جمله در انجيل متي، باب سوّم، آيه‏ي دهم، كه آمده است: پس هر درختي كه ميوه‏ي نيكو نياورد بريده و در آتش افكنده شود.

 ... بايد زحمت كشيد و به بطن زندگي انسان‏هاي كوچك راه يافت... اصطلاحي از كتاب مقدس، و از جمله در انجيل متي، باب  26آيه‏ي  45آن جا كه مسيح مي‏گويد: هر آينه به شما مي‏گويم آن چه به يكي از اين كوچكان نكرديد، به من نكرده‏ايد...

 ... آدم گاه دوست دارد مدوزا باشد... در اسطوره‏هاي يوناني ساحره زني كه قادر است انسان‏ها را به سنگ بدل كند.

 ... براي من آن نويسنده و نقاشي عزيز است كه طبيعت را... واقعي... منعكس مي‏كند...، نشاني از تأثير رمان رنج‏هاي ورتر جوان اثر گوته، آن جا كه لوته در نامه‏ي  16ژوئن به ورتر مي‏گويد: «نويسنده‏اي را دوست دارم كه دنياي خودم را در داستان‏هايش ببينم. همان روابط و مناسبات دور و برم را، البته با شرح و وصفي برايم جالب و دل‏انگيز، مثل زندگي خانوادگي خودم...»

 ... او را مثل يعقوب به كشتي خوانده است... از جمله‏ي دريافت‏هاي خلسه‏آلود و ماورايي كشيش ابرلين، يادآور صحنه‏ي كشتي يعقوب با خدا، در تورات، سفر پيدايش، باب  32آيه‏هاي  24تا به  :30و يعقوب تنها ماند و مردي باوي تا طلوع فجر كشتي مي‏گرفت... پس گفت مرا رها كن، زيرا كه فجر مي‏شكافد، گفت تا مرا بركت ندهي، ترا رها نمي‏كنم...

 بدل به باراني يك بند شده بود، باراني در ريزش و غلتش به اعماق يك ورطه... باز تأثير گرفته از رمان رنج‏هاي ورتر جوان، آن جا كه ورتر در نامه‏ي هجدهم اوت مي‏گويد: آن حس گرمابخش مثل حجابي از پيش چشمم به كنار رفته است و اين تجلي‏گاه زندگي بيكران در پيش نگاهم تبديل به ورطه‏ي گوري هميشه گشاده مي‏شود...

 ... به خود ترديد كرد... ترس، وحشت و ترديد در حق خويشتن از نشانه‏هاي عام افسردگي است، ولي در روزگار بوشنر ترديد به خود گناه محسوب مي‏شد و عوام آن را نشانه‏ي فساد روح مي‏دانستند.

 ... گوشه گرفت و يك روز تمام لب از غذا بست... يادآور صحنه‏اي از كتاب دوّم سموئيل، باب  12آيات  15تا به  18در حكايت داود نبي كه روزه گرفت و خود را شست و به دعا روي آورد و گريست،... مگر خداوند بر او ترحم فرمايد تا طفل‏اش زنده بماند.

 حادثه‏ي مرگ اين دختر بچه در فوداي، دهكده همسايه در تاريخ  2فوريه‏ي  1778رخ داده است. رنج لنس از اين مرگ خاصه از اين رو بيشتر كه اين دختر بچه همنام فريدريكه بريون، معشوقه پيشين خود وي بوده است. لنس از اين پس آشكارا اين دختربچه، معشوقه‏ي پيشين خود، و نيز مادر در گذشته‏اش را يكي مي‏گيرد.

 ... با همه‏ي رنج ترديد بناي دعا گذاشت، مگر خداوند نشانه‏اي به او برساند... يادآور مزمار داوود، دعاي هشتاد و ششم كه مي‏گويد: اي خداوند گوش خود را فرا گرفته و مرا مستجاب فرما، زيرا كه مسكين و نيازمند هستم...

 ... رسا و محكم گفت برخيز و بخرام... يادآور صحنه‏اي از انجيل مرقس، باب پنجم، آيايه‏هاي  35تا  40آن جا كه مسيح براي رستاخيز يافتن دختري مرده دستش را مي‏گيرد و مي‏گويد: «اي دختر، ترا مي‏گويم برخيز... در ساعت دختر برخاسته خراميد، زيرا كه دوازده ساله بود...»

 ... با مشتي سترگ دست به آسمان ببرد و خدا را بگيرد... يادآور شورش شش پسر و شش دختر اورانوس (آسمان) و گايا (زمين) بر والدين خود.

 ... نفرين مي‏كرد و كفر مي‏گفت... از واكنش‏هاي خاص مبتلايان به افسردگي بارگه‏هايي از وسواس مذهبي و احساس دوگانه به دين.

 ... وحشتش اوج گرفت. كفر در حق روح‏القدس... كفري كه شامل بخشش الهي نمي‏شود. بينشي متكي بر انجيل مرقس، باب سوّم، آيه‏ي  29آن جا كه مي‏گويد: «همه‏ي گناهان از بني‏آدم آمرزيده مي‏شود، به هر گونه كه گفته باشند. ليكن هر كه به روح‏القدس كفر گويد تا به ابد آمرزيده نشود، بلكه مستحق عذاب جاويدان باشد.»

 ... سپس به تعريف از فِفِل روي آورد... گتليب كنراد ففل شاعر آلماني قرن هجدهم، از دوستان و تيمارداران لنس.

 ... و به او توصيه كرد به خواسته‏ي پدرش گوش بدهد... چهارمين فرمان از فرمان‏هاي ده‏گانه‏ي موسي، در كتاب دوّم موسي، باب بيستم، آيه‏ي  :12ترا بايد كه پدر و مادر خود را گرامي بداري...

 ... من معلون ابدي هستم... از وحشت‏هاي شاخص افسردگاني كه وسواس مذهبي دارند.

 ... يهودي سرگردان... بر اساس قصه‏هاي عاميانه قرون وسطايي آهاس وِروس، پينه‏دوز يهودي اجازه نداد مسيح در راه تصليب بر در خانه‏ي او استراحت كند. پس خداوند نفرينش كرد و محكومش به آن كه تا روز رستاخيز سرگردان باشد.

 ... و مغفرت تنها و تنها از خداوند بخواهد... بر اساس بينش كيش پروتستان بخشش خداوند صرفا بر اساس عنايت او حاصل مي‏شود و نه به واسطه‏ي كفاره و يا دعا...

 ... و اين نگاه را بي‏مژه بر هم زدني به حيوان دوخت... از جمله‏ي عوارض ناشي از بيماري كاتالپسي، يا جمود خلسه‏اي

 ... مسيح و حواريون اِمانوس... تابلو نقاشي، اثر كارِل فان ساوويه ()1621-1665

 ... به گيرايي آن جايي كه مي‏خواني حواريون به بيابان مي‏روند... اشاره است كه به انجيل لوقا، باب  24آيه‏هاي  13تا به  35درباره‏ي دو تن از حواريون كه در بيابان با مسيحِ رستاخيز يافته رو به رو مي‏شوند.

 ... آيا مي‏خواهيد مرا از خودتان برانيد؟ كلامي از كتاب مقدس، گوياي پشت كردن خداوند به انسان، به تعبيري كه از جمله در مزمار هشتاد و هشت، آيه‏ي پانزدهم مي‏آيد: «اي خداوند، چرا جان مرا ترك كرده، و روي خود را از من پنهان نموده‏اي». لنس در اين داستان با گفتن اين حرف نشان مي‏دهد كه به ادامه‏ي حمايت كشيش ابرلين از خود، آشكارا نااميد شده است. از اين برهه به بعد است كه افول قطعي وي آغاز مي‏شود.

 با اين خواهش كه چند سطري به آن اضافه كند... نگاه شود به نامه‏ها... بوشنر آشكار فرصت نيافته است در اين قسمت داستان خود را تكميل كند. زيرا در آثار به جاي مانده از او، چنين نامه‏هايي يافت نشده است.

 

سید محمود حدادی

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران

 
 
  شش یادداشت اخیر... آرشیو کامل یادداشت  
 
 
 ●آیا زمان آن فرا نرسیده است ؟    ●لنس - قسمت 4    ●لنس - قسمت 3  
 
 ●لنس - قسمت 2    ●لنس - قسمت 1  
 
 
     
 
ارسال نظر
 
 
[ارسال]  
نظر شما:
 
 
نام شما:
 
 
ایمیل شما:
 
 
آدرس وب سایت / وبلاگ شما:
 
 
     
 
  نظرات
 
 
عاشقان شهادت
 
سايتت خيلي قشنگه به ماهم سر بزن **************** الهي شهيد شي
 
     
 
تمامی آثار سید محمود حدادی در همراوی...  
 
 
 ●لنس - قسمت 4    ●لنس - قسمت 3    ●لنس - قسمت 2  
 
 ●لنس - قسمت 1  
 
 
     
همراوی متعلق است به مرکز آفرینش های ادبی قلمستان
پشتیبانی با امرداد